صفى الدين محمد طارمى

348

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

و الدرجة الثانية : فراسة تجنى من غرس الإيمان ، و تطلع من صحّة الحال ، و تلمع من نور الكشف . تشبيه كرد ايمان را به غرس . چرا كه او زياد مىشود و نموّ مىكند تا آنكه مىرسد ( به منزلت نيك و ) به سرحدّ يقين ، پس به سرحدّ عيان ، و فراست ثمرهء اوست . « و طلوع مىكند از صحّت حال ؛ » يعنى وارد مىشود از واردات جزئيه تابعهء از براى تجلّى صحيح . پس هرگاه صحيح شد حال - يعنى تجلّى - صادق است فراست . « و مىدرخشد از نور كشف ؛ » يعنى آنكه نور كشف آن است كه جلىّ و ظاهر مىسازد از براى صاحبش حقايق را - على ما هى عليه در نفس الامر - و از جملهء آن حقايق است فراست ، و او چيزى است كه ناميده مىشود او را كرامت . و الدرجة الثالثة : فراسة سرّية لم يجتلبها رويّة « 1 » ، على لسان مصطنع تصريحا او رمزا . « فراست سرّيه » يعنى از مقام سرّ است ، و او بلندتر مقامى است از براى قلب ؛ و اين از براى آن است كه قلب ترقّى مىكند از مقام خود به نور عقل و بصيرت ، و عقل حاصل مىگرداند علم را به فكر و انديشه ؛ پس هرگاه نورانى شد عقل به نور قدس و هدايت شرعيه « 2 » ، مىگردد بصيرت ؛ و نهايت بصيرت « 3 » مقام سرّ است كه حاصل مىشود آنچه حاصل مىشود در او به كشف . و از اين جهت بود كه گفت : « فراهم نمىآرد و گرد نمىكند او را انديشه‌اى بر لسان مصطنعى » يعنى مصطفايى ( و برگزيده‌اى ) ، فرموده خداى تعالى از براى موسى عليه السّلام كه : وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي « 4 » ، چنان كه فرمود از براى او كه : إِنِّي

--> ( 1 ) . اصل : رؤية . ( 2 ) . اصل : شريعت . ( 3 ) . اصل : - بصيرت . ( 4 ) . طه / 41 .